جمعهمرداد311393

Last update02:53:41 AM GMT

نقش آموزش در روابط عمومی

میانگین امتیار کاربران: / 10
ضعیفعالی 

مندرج در شماره 60 نشریه روابط عمومی

مقدمه : پروفسور یحیی کمالی پور رئیس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردوآمریکا محقق برجسته بین المللی و پروفسور ارتباطات جمعی ست . حوزه تحقیقات وی شامل جهانی سازی، تأثیر مطبوعات، ارتباطات بین المللی، روابط عمومی و تبلیغات، نگرش کلیشه ای و فن آوری های جدید ارتباط است. دکتر کمالی پور تعداد 10 اثر به چاپ رسانده است. کمالی پور هر چند خود در مهد آمریکا و غرب مشغول تدریس است اما دیدگاه های انتقادی خود را نسبت به رسانه های غربی بر اساس واقعیات موجود حفظ کرده و به قول همسرش هنوز فاصله او با ایرانیان به اندازه همان نخ لیوانی است که در کودکی با همسن و سالانش تلفن بازی می کرد. دکترهنوز انگلیسی را هم به لهجه کرمانی صحبت می کند و برعکس روحیه خساست و سختی کویری بسیار با محبت و مهربان است و همچنین  پروفسور در ارایه معلوماتش جزو دست و دلبازترین هاست.

به این بهانه بر آن شدم با ایشان مصاحبه ای در باب نقش آموزش در روابط عمومی انجام دهم. که با توجه به گرفتاریهای کاری پرمشغله ایشان با رویی گشاده و محبتی وصف ناشدنی روبرو گشتم و از این طریق مراتب کمال قدردانی و سپاس خود را اعلام می دارم. فیروزه عسکری - کارشناس روابط عمومی

آیا  آموزش روابط عمومی در ایران تاریخچه دارد؟ اگر بلی در چه سالی و از چه سازمانی آغاز شد؟ و در مورد تاریخچه جهانی آن هم اشاره ای بفرمایید؟

پاسخ : مسلما روابط عمومی نیز مثل هر حرفه و رشته ی دیگر تاریخچه ی خودش را دارد. بر اساس آن چه من می دانم؛ تاریخچه ی روابط عمومی در ایران به دورن قاجار برمی گردد و تاسیس رسمی آن به دهه ی 1330 در شرکت نفت ایران و انگلیس. گرچه تاریخ دقیقی وجود ندارد و آنچه نوشته شده در بعضی موارد همخوانی ندارد ولی می توان گفت که شرکت نفت پایه گذار روابط عمومی نوین در ایران است. (برای دریافت جزئیات لطفا با جناب آقای میرسعیدقاضی که در این باره قلم زده اند تماس بگیرید).

بطور کلی روابط عمومی یک حرفه، علم و هنر جدید نیست و در سراسر تاریخ نمادهای آن در قالب های گوناگون وجود داشته است. بعنوان مثال توجه کنید به آثار نقاشی ها، مجسمه سازی ها، موسیقی ها و سایر نمادهای فرهنگی، سیاسی و ارتباطی که در راه خدمت به حکمرانان در کارنامه گذشته انجام می شوند و یکی از اهداف اصلی آنها "بالا بردن وجه حکومتی در انظار عمومی" بود.

در رابطه با آموزش به نظر می رسد که برای اولین بار شرکت نفت و سایر موسسات دولتی شروع به ارائه کلاس های کوتاه مدت و فشرده ای برای کارمندانشان کردند. در سال های 1350 مقالات و چند کتاب درباره روابط عمومی در ایران به چاپ رسید و بر اساس یک اجماع عمومی دکتر حمید نطقی به عنوان پیش قدم و یا پایه گذار روابط عمومی در ایران شناخته شد. برداشت من این است که آموزش دروس این رشته پس از ایجاد دانشکده های علوم ارتباطات به صورت رسمی علمی شد.

ریشه های روابط عمومی نوین در غرب را باید در دهه ی اول 1900 میلادی جستجو کرد. "ای وی لی" به عنوان پایه گذاری اولین انجمن روابط عمومی در سال 1904 میلادی و "ادوارد برنیز" بعنوان اولین نویسنده ی کتابی در این زمینه "پروپاگاندا" به رشته تحریر درآورد که اهمیت و تکنیک های کنترل افکار عمومی در آن ذکر شده است. بعد از اتمام جنگ جهانی دوم، روابط عمومی نوین به سرعت رشد می کند و در دهه ی 1950 میلادی دانشگاه ها به سرعت به تدریس دروس و ارائه مدرک می کنند.

چه طور می توان نوع نگاه آموزشی را در سیستم های ارتباطی سازمان ها از نظر محتوا تغییر داد تا بتوان جایگاه روابط عمومی را بصورت ساختاری تثبت کرد؟

پاسخ : من بر این عقیده ام که برای هر نوه تغییر می بایست از آموزش و مرکز آموزشی شروع کنیم. واقعیت این است که روابط عمومی ها مانند سایر علوم ارتباطات دچار یک ضعف کیفی و کمی هستند. مراکز آموزشی به خصوص دانشگاهی آن طور که باید و شاید خودشان را هماهنگ با پیشرفته ترین اصول علمی و عملی نکرده اند. کما اینکه در خیلی از موارد هنوز دست اندرکاران روابط عمومی فرقی بین "روابط عمومی"، "تبلیغ" و "بازاریابی" نمی گذارند. از طرفی دیگر بسیاری از مدیران نهادها به اهمیت جایگاه این حرفه پی نبرده اند و آن را به طور مستمر تغیب و حمایت نمی کنند.

تثبیت جایگاه روابط عمومی مستلزم آموزش علمی (عملی و تئوریک)، شناخت مولفه های این حرفه و نقش اساسی آن در راه توسعه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است. نه تنها این رشته بایستی در سراسر ایران تقویت شود بلکه همه ی دانشگاه ها باید دروس مقدماتی روابط عمومی و ارتباطات را جزء دروس پایه بگذارند. منظور من این است که اکثر دانشجویان حداقل یک واحد درسی در این زمینه داشته باشند. این قدمی مثبت در راه بالا بردن سطح "سواد رسانه ایی" در کشور است. از طرفی فکر می کنم که مدیران همه نهادهای دولتی و غیر دولتی باید حداقل سالی یک بار در یک سمینار روابط عمومی و ارتباطات شرکت فعال داشته باشند.

آیا تغییر و بازنگری مباحث آموزشی در دروس روابط عمومی در دانشگاه های ضروریست؟

پاسخ : صدر در صد. چون در دنیای ارتباطی امروز که همه جا اطلاعات با سرعتی سرسام آور در حال افزایش و تغییر و تحول است، همه ی نهادها به خصوص دانشگاه ها و استادان باید خودشان را به روز نگه دارند و از آخرین دستآوردهای عملی و پیشرفته (عملی و تئوریک) آگاه باشند. از طرفی باید سعی شود که ارتباط تنگاتنگی بین نهادهای آموزشی و غیرآموزشی به وجود آید تا دانشجویان بتوانند حداقل یک ترم در رشته تخصصی خودشان کارآموزی کنند. تئوری به تنهایی کافی نیست؛ باید آن را عملی و تجربی کرد.

آیا پژوهش و تحقیقات می تواند در زمینه ی کاربردی کردن روابط عمومی ها نقش داشته باشد ؟ تا چه میزان؟

پاسخ : مسلما! یکی از وظایف مستمر و اساسی روابط عمومی ها تحقیق و پژوهش است. در این حوزه و یا حوزه های دیگر امروز نمی توان با "حدس و گمان" برنامه ریزی کرد. تحقیق علمی اولین قدم در راه شناخت اشکالات، امکانات و درک خواسته ها و افکارعمومی است. واقعیت این است که همه ی نهادها به گونه ای با مردم سر و کار دارند و بودن یا نبودنشان وابسته به بودن و حمایت مشتریان و یا مدعوین آنهاست. این یک رابطه ی تنگاتنگ و همیشگی ست. بنابراین باید آن را دائما تقویت کرد و یک ارتباط دوسویه که بر اساس اعتماد باشد برقرار کرد. ناگفته نماند که وجهه "منفی" یک نهاد در افکار عمومی بزرگترین ضربه است و از طرفی وجهه "مثبت" بزرگترین پشتوانه یک نهاد است. برای درک اساسی و عملکرد علمی و اصولی و برنامه ریزی راهی به جز تحقیق و پژوهش وجود ندارد و اگر دارد نتیجه بخش نیست و یا اینکه پایه های یک نهاد را متزلزل خواهد کرد.

روابط عمومی اعتقاد دارد که انسان سالم با ارتباطات سالم محور توسعه پایدار است چگونه می توان با تبیین این موضوع دولت و مجلس را برای همکاری بیشتر در تخصیص بودجه های آموزشی و پژوهشی در این زمینه ترغیب کرد؟

پاسخ : من کاملا با شما موافق هستم. یک روابط دو سویه و سالم که بر اسا احترام متقابل باشد نهایتا می تواند منشا خیر، توسعه و تعالی باشد. به نظر من برمی گردد به فقر فرهنگی و یا عدم شناخت صحیح روابط عمومی و ارتباطات و نقش اساسی آن در پیشرفت کشور. برای تبیین این موضوع اول باید نهادهای مجلس و مسئولین دولتی اهمیت روابط عمومی و ارتباطات را قبول کنند و بفهمند تا روی این موضوع فکر، وقت و سرمایه گذاری کنند. بدون دانش در هر زمینه ای نمی توان از آن به خوبی و با اشتیاق دفاع کرد و بودجه های آموزشی صرف آن کرد. این هم یکی از عواقب ضعف "سواد رسانه ای" و چالش فرهنگی است که نیاز به پژوهش، تحقیق و برنامه ریزی دارد. نهادهای آموزشی، استادان، روزنامه نگاران، رسانه ها، روابط عمومی ها در این رابطه (آگاه کردن) نقش اساسی و وظیفه ای خطیر می توانند داشته باشند. باید هماهنگی آگاهانه، منطقی و بصورتی علمی این گفتگو و دیالوگ را در سطح جمعی اشاعه شود.

دروسی که در دانشگاه های علمی کاربردی برای روابط عمومی ها در نظر گرفته شده تا چه میزان نقش کارکردی داشته و تا چه میزان توانسته انگیزه و اشتیاق نسل جوان (دانشجویان) را در این حرفه برانگیزاند؟

پاسخ : بهتر است این سئوال را از دانشجویانی که در این رشته فارغ التحصیل شده اند بپرسید. اینجاست که نیاز به یک تحقیق علمی است ولی بر اساس آنچه من می دانم و خوانده ام و شنیده ام، اولا در سطح دانشگاهی "علاقه" جوانان به هر رشته به خصوصی نادیده گرفته می شود. مثلا جوانی که واقعا و قلبا دوست دارد در رشته روابط عمومی و یا ارتباطات تحصیل کند، بر اساس بودن و یا نبودن ظرفیت دانشگاه ها و یا این رشته ها، مجبور می شود فرضا کشاورزی بخواند و بر عکس آن که دوست دارد کشاورزی بخواند وارد رشته، دانشگاه و شهری می شود که واقعا دوست ندارد. این هنجار آموزشی واقعا مشکل آفرین است و به ویژه تقویت استعدادها در خیلی از مواقع آن ها را سرخورده و ناامید می کند. به عقیده ی من "اشتیاق و انگیزه" به یک حرفه و یا رشته پایه های اساسی موفقیت هستند. از طرفی عدم امنیت شغلی، عدم وجود امکانات، عدم استقبال و تقویت از استعدادهای درخشان نسل جوان، همراه با "پارتی بازی"، "سیاست زندگی"، "مشکلات مالی" و استخدام بر اساس "روابط" نه "ضوابط" چالش هایی هستند بسیار جدی. تا این چالش ها برطرف نشوند ما نمی توانیم به شکلی آرمانی و منصفانه به این موضوع ها بپردازیم. ناگفته نماند که اقداماتی در بعضی زمینه ها انجام شده و جوانان ایرانی در بعضی رشته های در سطح جهانی درخشیده اند. این خود گواه بر این است که نهادهای آموزشی، دولتی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی باید ثروت های خدادای و استعدادهای جوان را تقویت و پشتیبانی کنند و بهترین امکانات آموزشی را در اختیارشان بگذارند. نفت، گاز و سایر سرمایه های طبیعی دیر یا زود تمام خواهند شد ولی استعدادها ماندنی و همیشگی هستند از آنها باید پاسداری کرد و در شکرگذاری آن کوشید تا آنها به بی راهه و یا به هدر نروند و یا فرار از کشور را به قرار ترجیح ندهند.

در زمینه روابط عمومی کاربردی در راستای آموزش چه میزان طرح برای ارائه موجود است و آیا این طرحها توانسته به نقش و جایگاه روابط عمومی در سازمان ها کمک کند؟

پاسخ : متاسفانه نمی توانم به این سئوال پاسخ دهم چون نمی دانم چه طرح هایی موجود است.

جایگاه دانشگاه های نوین را در چشم انداز جهانی آموزش عالی برای قرن 21 چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ : دائما در حال تغییر و تحول است. ابزارهای دیجیتالی به خصوص اینترنت، دانشگاه ها را جهانی کرده است کمااینکه امروز امکان تحصیل در خیلی از دانشگاه ها از راه دور بدون حضور درکلاس و از طریق اینترنت (آموزش مجازی) یک واقعیت است.

امروز دانشگاه و استاد از طریق cyberspace به منازل، محل کار و یا هر جا که هستید می آید. بطور کلی ساختارهای سنت ها کاملا دستخوش ساختارها و شیوه های جدید آموزشی شده اند. دنیای بسیار جالب و در عین حال پیچیده و پر از نشیب و فرازی است و هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که فردا چگونه خواهد بود. همانطور که کمتر از 5 سال پیش کسی نمی توانست Pod casting"" چیست ولی امروز می بینیم که این یک واقعیت آموزشی است و به دانشجویان این امکان را داده که بوسیله ی "In pod "  خودشان، درس استادان را ضبط کنند و از طریق اینترنت به آن گوش دهند و آن را حتا برای دیگر هم کلاسی های غایب تکثیر کنند و یا همزمان از طریق دنیای مجازی در هر جا که باشند به استاد و آنچه که در کلاس می گذرد گوش نمایند.

آموزش مهارت های مذاکره ای تا چه میزان می تواند مهارت های ارتباطی افراد را در عرصه روابط عمومی افزایش دهد؟ و آیا می تواند به تفکر خلاق مبدل شود؟

پاسخ : در دنیای امروز، بدون آشنایی به ابزارهای جدید دیجیتالی و ارتباطی و استفاده بهینه از آنها نمی توان آن طور که باید و شاید در سطح ملی و بین المللی رقابت کرد. جمله ی معروف "خواستن، توانستن است" بیش از همه مفهوم پیدا کرده است. ابزارها را افراد خلاق و متفکر به وحود می آورند و ایجاد ارتباطات دائمی و سودمند نقش آفرینی کنند. چه کسی می توانست 20 سال پیش را پیش بینی کند که من نوعی خواهم توانست از طریق اینترنت به سئوال های شما هم از طریق text (متن) و همsead  و تصویر پاسخ دهم؟ چه کسی می توانست پیش بینی کند که اینترنت عظیم ترین کتاب خانه ها و بانک های اطلاعاتی را به خانه ی شما خواهد آورد؟ فکر خلاق، خلاقیت می آفریند و خلاقیت دنیا و زندگی ها را دگرگون می نماید. در خیلی از موارد به شکلی مثبت (امکان ارتباط دوستی ها، مستمر؛ سریع) و در بعضی از موارد به شکل منفی (امکان محو کردن یک مکان، شهر و یا کشور از راه دور)...

زبان ارتباطات در شکل دادن به وقایع و درک مردم از وقایع چه نقشی دارد؟ و تا چه میزان از این فن می توان در موثر بودن روابط عمومی ها در سازمان ها بهره گرفت؟

پاسخ : انسان های اثر دیجیتال، وابستگی شدید و دائمی به رسانه های جمعی دارند. از طریق این کانال های ارتباطی است که آنها از آن چه که در پیرامونشان و در دنیا می گذرد آگاه می شوند. بدون تردید نقش رسانه ها و زبان ارتباطات در زندگی روزمره جهانیان بسیار تاثیرگذار و حتا حیاتی است. رسانه ها یکی از کانال های مهم ارتباطی روابط عمومی ها هستند. بنابراین شناخت و نحوه ی صحیح از آن ها می تواند در راه پیشبرد اهداف سازمانی بسیار مفید باشد. به گفته ی دیگر رسانه ها و روابط عمومی ها مکمل یکدیگر هستند و هر دو در راه اطلاع رسانی شفاف و مستمر به یکدیگر نیاز دارند.

کسب مهارت در استفاده از فنون و برنامه های ارتباطات در جهت تحریک استعدادها برای فرصت های اقتصادی تا چه میزان می تواند انگیزه در روابط عمومی های ایجاد کند؟

پاسخ : در صورتی بودن انگیزه و عشق و علاقه به حرفه و هنر روابط عمومی، کسب مهارت ها و فنون جدید می تواند در همه ی حوزه های فرهنگی، اقتصادی؛ علمی و سیاسی مفید و موثر باشد. برای تحریک استعدادها همان طور که قبلا اشاره کردم احتیاج به پژوهش، تحقیق و برنامه ریزی آموزشی و سرمایه گذاری حساب شده و مستمر است. همان طور که فراهم کردن یک بستر مناسب برای پرورش درخت پربار ضروریست فراهم کردن یک بستر مناسب و امکانات آموزشی و اقتصادی برای به وجود آوردن استعدادها در هر رشته ای منجمله روابط عمومی و ارتباطات هم لازم است تا بتوانند رشد کنند و در سطح می و جهانی بدرخشند. به اعتقاد خودم "نابرده رنج گنج میسر نمی شود"

قابلیت افرادی که در زمینه روابط عمومی آموزش می بینند تا چه میزان می توانند اثربخشی در سازمان داشته باشند؟ و این آموزش شامل چه شیوه های جدید در تعیین نقش های نوین دانشجو و استاد می باشد؟

پاسخ : بسیار زیاد ولی مجددا باید تاکید کنم که روابط عمومی به تنهایی بدون آن که در جایگاه حرفه ی خود قرار داشته باشد نمی تواند تاثیرکذار باشد. آموزش حرفه ای، اخلاق حرفه ای، امکانات و آشنایی کامل به مولفه های این رشته ها باید همیشه مدنظر قرار بگیرد. از طرفی رابطه دانشجو و استاد نیز در دنیای ارتباطی امروز متحول شده است و شیوه ی سنتی دیگر خریداری ندارد. بنابراین هر دو باید خودشان را با جهان امروز تطبیق بدهند تا دست در دست یکدیگر بتوانند در راه آینده ی بهتر قدم بردارند.

یکی از رسالت های مهم روابط عمومی نقش آموزش سازمانی است. چرا سازمان ها با بی توجهی و کم توجهی به این مقوله رسالت واقعی و جایگاه روابط عمومی ها را دچار تزلزل کرده اند؟ و با توجه به فنآوری نوین ارتباطی و اطلاع رسانی نقش حمایت دولت و مجلس را در این راستا چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ : همانطور که قبل اشاره کردم؛ وقتی که مدیران، دولت مردان از رسالت، نقش و وظیفه و اهیمت روابط عمومی ها خبر ندارند، چگونه می توان از آنها انتظار داشت که روابط عمومی ها را تقویت کنند. به آن ها امکانات دهند و یا به حرفه آن ها ارج بگذارند؟ مشکل در ضعف "سواد رسانه ای" و عدم شناخت صحیح از هنر و علم روابط عمومی هاست.

* پی نوشت : مصاحبه در ماهنامه علمی تخصصی انجمن روابط عمومی شماره 60 چاپ شده است.


این لینک را به سایت خود اضافه نمایید